شنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۸

حال آدمو می گیری

وقتی با کلی نقطه پس و پیش می دم که:«جانب هیچ آشنا نگاه ندارد» و بعدش می گم کلهم یه غزله و خودتم جواب می دی که تفال بود یا... و می گم یا.... و می فهمی که منظورم چی بود، انصافاً، حالگیری نیست که جواب بدی من با غزلی قانعم و با غزلی شاد؟ بعدشمم بگی شما نشنیده بگیر؛ آخه چی گفتی که نشنیده بگیرم. نه، فکر کردی خیلی حرف شاخی زدی؟
این بهمنی شده اسباب حالگیری ما، فقط

دوشنبه، آبان ۲۵، ۱۳۸۸

حوصله کن...

این قدر وقت هست که «دوست دارم» برایت عادی شود.
عجله نکن

شنبه، آبان ۲۳، ۱۳۸۸

آی عشق...


این حرف گیر کرده اینجام. همین جام. زیر گلوم.

پنجشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۸

تو گفتی:

تو عروسک باش
اما از من قول بگیر
که هرگز تو را به بازی نگیرم

سه‌شنبه، آبان ۱۹، ۱۳۸۸

نوستالژی های معاصر

نه این که فقط دلم برای آجی پانته آی کودکی تنگ شده باشه
دلم برای پانته آی همین روزها هم تنگ شده.
پ.ن: و این شبکه جهانی که پر است از شعرهای تکراریش.

جمعه، آبان ۱۵، ۱۳۸۸

چقدر راه مانده است تا برابری با تو؟

دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا,
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم.

یغما-فرخی

پنجشنبه، آبان ۱۴، ۱۳۸۸

مهمترین مسئله فمینیسم

 وقتی من باید همه شرایط را فراهم کنم که بی گدار به آب نزده باشم؛ نابرابری حقوقی طبیعی نیست؟

سه‌شنبه، آبان ۱۲، ۱۳۸۸

ما که دلگیریم
گیریم
گیریم
گیریم
گیریم
گیر
گی
آه بی شغلی
آه نومیدی
آه سربازی

راهم

خیلی سخته
خیلی دوره

یکشنبه، آبان ۱۰، ۱۳۸۸

منتها الیه فردینیسم

گزینه بهتر پیدا شد منتظرم نمونی ها!!

لنین: منتها الیه چپ روی راست روی است