اگر از خصوصیترین لحظات دو نفر بپرسند؛ به عقیده من وقت مغازله آنهاست. هیچ چیز دوستداشتنیتر از حرفهایی که دو نفر به هم میزنند نیست، و مهمتر این که هیچ مشمئزکنندهتر از این حرفها نیست وقتی پیش اغیار گفته شوند. وقتی اینجا مینویسم، تونویسی میکنم، با تو نمیگویم. حلزونی که از صدفش جدا بیافتد میمیرد: قربان صدقه رفتنها را باید برای خصوصیترین لحظات نگاه داشت، این محرمانهترین بخش زندگی ماست.
نمایش پستها با برچسب تفلسف. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب تفلسف. نمایش همه پستها
شنبه، دی ۰۲، ۱۳۹۱
پنجشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۸
یکشنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۸۸
سهشنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۸
بگذار مصداق غزلهای خودش باشد...
نه
بگذار پیدا باشد.
بگذار اصلا تو هم بتوانی پیدایش کنی
بگذار...
پ.ن: حق نداری از این به بعد خودت را مخاطب این نوشتهها حساب کنی، اینها مال من است. هیچ مخاطب دوم شخصی هم وجود ندارد غیر از من.
تو من است.
بگذار پیدا باشد.
بگذار اصلا تو هم بتوانی پیدایش کنی
بگذار...
پ.ن: حق نداری از این به بعد خودت را مخاطب این نوشتهها حساب کنی، اینها مال من است. هیچ مخاطب دوم شخصی هم وجود ندارد غیر از من.
تو من است.
پنجشنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۸
نه برای تو، برای خودم که هرگز نبود
از امروز این چشمها نگران آن شمارنده است که وای اگر بازدیدش از صفر بیشتر شود.
بهتر است این حرف ها را کسی نخواند و خبردار نشود.مثل بطری که قدیم ها ول می کردند توی دریا و می رسید یا نمی رسید نقشه گنج بعد از سال ها به ساحل؟
چشمم به دنیا باز شد!
کور بودم و حالا باید بگویم به برکت تو بالاخره زشتی های این دنیا را دیدم. تو فلسفی ترین درک ممکن از دنیا بودی که چگونه می شود از میان آنچه جز خوب ندیده ایش، بدی را ببینی. زشتی را ببینی.
اگر دنیا دنیاست، ما به هم نمی رسیم...
بهتر است این حرف ها را کسی نخواند و خبردار نشود.مثل بطری که قدیم ها ول می کردند توی دریا و می رسید یا نمی رسید نقشه گنج بعد از سال ها به ساحل؟
چشمم به دنیا باز شد!
کور بودم و حالا باید بگویم به برکت تو بالاخره زشتی های این دنیا را دیدم. تو فلسفی ترین درک ممکن از دنیا بودی که چگونه می شود از میان آنچه جز خوب ندیده ایش، بدی را ببینی. زشتی را ببینی.
اگر دنیا دنیاست، ما به هم نمی رسیم...
دوشنبه، آبان ۲۵، ۱۳۸۸
پنجشنبه، آبان ۱۴، ۱۳۸۸
مهمترین مسئله فمینیسم
وقتی من باید همه شرایط را فراهم کنم که بی گدار به آب نزده باشم؛ نابرابری حقوقی طبیعی نیست؟
جمعه، آبان ۰۱، ۱۳۸۸
کسی چه داند؟
فکر کنم قبل از این که پیشنهاد بدهی بعد از عروسی چه گذشت را بخوانم
باید بدانی قبل از خواستگاری و عقد و عروسی و اصلا قبل از این که کسی بفهمد
آری باید بدانی قبل از همه این ها چه ها که نمی گذرد....ب
ارادتمند شما
ارادتمند شما
پنجشنبه، مهر ۲۳، ۱۳۸۸
شنبه، مهر ۱۱، ۱۳۸۸
تطور تحول
5 سال پیش: با اعتقاد شعار می دادم مرگ بر ضد ولایت فقیه
4 سال پیش: دیگر شعار نمی دادم، وانگهی به مطلقه اش هم معتقد نبودم
3 سال پیش: باور داشتم به جمهوری اسلامی
2 سال پیش: ایمان داشتم به اسلام سیاسی
پارسال هم به تو ایمان آوردم
امسال دارم به خودم شک می کنم
شاید تا سال بعد دیگر مسلمان نباشم
4 سال پیش: دیگر شعار نمی دادم، وانگهی به مطلقه اش هم معتقد نبودم
3 سال پیش: باور داشتم به جمهوری اسلامی
2 سال پیش: ایمان داشتم به اسلام سیاسی
پارسال هم به تو ایمان آوردم
امسال دارم به خودم شک می کنم
شاید تا سال بعد دیگر مسلمان نباشم
اشتراک در:
پستها (Atom)